آسیبشناسی فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی در شهرداری تهران
مقدمه
حوزه معاونت اجتماعی از بدو تشکیل تاکنون علیرغم خدمات شایان توجه در عرصههای مختلف چون: احداث خانههای فرهنگ و فرهنگسراها، کتابخانه، مراکز ورزشی، کمک به بهسازی مدارس و مساجد، اجرای طرحهای متعدد فرهنگی با مشارکت نهادها و... چالشهای گوناگونی را در انجام فعالیتها داشته است که مسایل حاکم بر منابع انسانی، مالی و بودجه، تمرکز و یا عدم تمرکز فعالیتها و مسایل مرتبط با تدوین ساختار سازمانی، از جمله آن میباشد.
علیرغم وجود مسایل عدیده درعرصه های فرهنگی شهر، اقدامات زیربنایی و چشمانداز روشنی از ماموریت های فرهنگی طراحی و توسط متولیان امر درحوزه مدیریت شهری در حال پیگیری است . ولی با این وجود بدلیل وضعیت بحرانی شهر تهران در ابعاد مختلف خصوصا" در عرصههای اجتماعی - که حتی مدیران فرصت آمادگی جهت شناسایی، تحلیل و پیدا نمودن راه حل مسایل و معضلات را ندارند - انجام هر فعالیتی بدون تامل وآگاهی ، بالقوه میتواند آسیبپذیر برنامه را سبب گردد. لذا در این مقاله با توجه به مقدمه فوق تعدادی از موضوعات محوری حوزه اجتماعی بشرح زیر با هدف ارائه راهکارهای عملی مورد نقد و بررسی قرار خواهند گرفت :
ـ رویکرد اجتماعی بعنوان روح حاکم در فعالیتهای شهرداری
ـ منابع مالی و چالشهای موجود
ـ شورایاری، انجمنهای مطالبات مردمی و چالشها
ـ اطلاع رسانی فرهنگی و تبلیغات
ـ تشکلهای غیردولتی و ملاحظات قابل توجه
ـ مراسم و مناسبتها و رسالت مدیریت شهری
ـ منابع انسانی و چالشهای موجود
ـ قلمرو فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی در شهرداری
رویکرد اجتماعی بعنوان روح حاکم در فعالیتهای شهرداری
علیرغم اینکه وجه تمایز بین فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی امر دشواری بنظر میرسد ولی با وجود این، تبیین حوزه وظایف شهرداری در بخش فرهنگی و هنری و تفویض بخشی از آن به سازمان فرهنگی و هنری و بدنبال آن سپردن مدیریت مراکز یاد شده به سازمان فوق در نیمه دوم دهه 70، فعالیتهای حوزه اجتماعی شهرداری با اندکی تغییر در محتوا در بدو امر استمرار و بتدریج رویکرد اجتماعی در طراحی و اجرای برنامهها شکل گرفت که نهایتاً در مقطع مدیریت شهری جدید (از سال 84) توجه به این نگاه بعنوان یک نگرش جدی در دستور کار متولیان ستادی حوزه معاونت اجتماعی قرار گرفت که شکلگیری ادارات جدید در این حوزه بنوعی حاصل تفکر فوق میباشد.
عدم آشنایی کافی کارشناسان مسئول و مدیران در ردههای مختلف اجرایی حوزه اجتماعی با مفاهیم، سیاستها و استراتژی حوزه ستادی معاونت اجتماعی یقیناً تحقق کامل برنامههای طراحی شده را تحت شعاع قرار خواهد داد. لذا تعریف و تبیین فعالیتها با رویکرد اجتماعی در قالب طراحی نظام آموزشی یک اقدام ضروری است که باید در ردههای مختلف مدیریتی و کارشناسی مورد توجه قرار گیرد.
منابع مالی و چالشهای موجود
بودجه و منابع مالی همواره یکی از محدودیتهای اساسی پیش رو مدیران اجتماعی و فرهنگی در مناطق بوده است که علیرغم بهبود وضعیت نسبی در این خصوص طی سنوات اخیر با این وجود یکی از چالشهای جدی و بازدارنده فعالیتهای موثر در این حوزه بشمار میرود.
1ـ تعارض اختصاص بودجه بصورت متمرکز با رویکرد محله محوری و سیاست توسعه محلی: در سالهای اخیر بودجه این حوزه از شهرداری بصورت متمرکز و در قالب چند کد فعالیت بصورت عام اعم از مراسم و مناسبتها، کمک به بهسازی و توسعه و عمران مدارس و مساجد، ورزش همگانی، اوقات فراغت و... تعریف شده است که این امر با توجه به تجربیات ناموفق در ابلاغ اعتبار متمرکز و نیز عدم جذب بهنگام منابع تخصیصی توسط مناطق، کیفیت ارائه خدمات و فعالیتهای اجتماعی را بدلایل زیر کمرنگ نموده است:
ـ عموماً چند ماه ابتدای سال (بعضاً قریب به نیمهای از سال) مدیران مناطق قادر به جذب بودجه متمرکز جهت اجرای برنامهها نیستند.
ـ با توجه به تفکیک فعالیتها به موارد محدود جهت هزینه از محل اعتبارات تخصیصی، این امر انجام هزینه توسط مدیران در سایر بخشها را با توجه به مقتضیات محلهای و منطقهای دشوار نموده است.
ـ روشن نبودن سهم مناطق از منابع مالی و بودجه متمرکز که معمولاً در مقاطع زمانی و بتدریج در طول سال ابلاغ و تزریق میگردد. مدیران مناطق را در جهتگیری برنامههای سالانه و مدیریت هزینه و برنامهها دچار سردرگمی و پاسخگویی به شهروندان و نهادهای مردمی را جهت اجرای برنامههای مشارکتی دچار اختلال نموده است.
ـ مدیریت متمرکز در کلان شهر تهران با توجه به گستردگی قلمرو شهر و تنوع مسایل اجتماعی و فرهنگی بهمراه تحولات پرشتاب در این بخش از یک سو و ناکارآمدی تمرکز بودجه بخش اجتماعی بهمراه محدودیت منابع انسانی و کارشناسی و نظارتی در محتوا، روش و قلمرو فیزیکی حیطه نظارت از سویی دیگر روش مطلوبی برای مدیریت کارآمد در این بخش بنظر نمیرسد. بعنوان مثال طی چند سال اخیر میزان جذب بودجه توسط عموم مناطق جهت نگهداری، توسعه و تجهیز بهنگام مراکز ورزشی، ورزش محلات و سایر بخشها اعم از سلامت، بهسازی امور مساجد و... ـ در پاسخ به یکی از نیازهای جدی شهروندان ـ بسیار ناچیز بوده و یا اینکه در این خصوص علیرغم وجود اعتبار بصورت متمرکز، مناطق سهمی در جذب آن نداشتهاند و یا اینکه تحقق این امر با توجه به مشکلات نظامهای متمرکز در زمانهای مقتضی صورت نگرفته است.
2ـ مشکلات ناشی از قوانین و دستورالعملهای دست و پاگیر بودجه: دستورالعملهای بودجه بعنوان ملاک عمل در تنظیم اسناد مالی هزینههای مرتبط با برنامههای فرهنگی با توجه به عدم انطباق قوانین موضوعی با سیاستهای جاری منطبق با نیازهای موجود و ضروری ـ بعنوان مثال مغایرت بند 6 دستورالعمل بودجه ابلاغی در سالهای اخیر با انجام هزینه در محورهای ذاتی فعالیت حوزه اجتماعی ـ همواره موجب کند شدن جذب اعتبارات میگردد.
انجمنهای شورایاری ـ مطالبات مردمی و چالشها
انجمنهای شورایاری بعنوان یک نهاد نوپا در 371 محله تهران و در قالب 137 ناحیه شهری و 22 منطقه شهرداری در اسفند سال 84 شکل گرفت. تولد این نهاد در شهر تهران با توجه به مشکلات تحقق مردم سالاری و کمرنگی مشارکت در عرصههای رسمی از یک سو و پذیرش این واقعیت که توسعه بدون مشارکت در عرصههای محلی امکانپذیر نیست، از سوی دیگر بالقوه میتواند نقطه عطفی در تحولات و تحرکات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در سطح شهر تهران و کشور گردد. تجربه فعالیتهای انجام شده توسط شورایاران بعنوان یک نهاد اجتماعی و غیرسیاسی گویای این حقیقت است که توفیق شورایاران ارتباط مستقیم با حمایت و ایجاد فرصت به این نهاد از سوی مدیران خصوصاً مدیران شهری دارد. طرح انتخاب شهرداری نواحی توسط شورایاران، اختصاص اعتبارات ویژه به محلات جهت غنی سازی اوقات فراغت با نظر شورایاران، در اختیار گذاردن مکان جهت دفتر فعالیت این نهاد در محلات از جمله اقدامات ارزندهای است که با هدف تقویت شورایاران انجام شده است.
گواه ادعای یاد شده مبنی بر ارتباط میزان حمایت مدیران از نهاد شورایاری با توفیق آنها در نیل به مقاصد مورد نظر نمونه بررسی است که درخصوص شناسایی مسایل عمده و نیازسنجی شهری توسط شورایاران محلات انجام شده است بطوریکه برابر نتایج حاصله از نیازسنجی انجام شده توسط شورایاران تعداد 3423 مسئله و مشکل از سوی این نهاد در سطح شهر تهران در یک مدت کوتاه شناسایی و به ستاد مشارکتهای اجتماعی مناطق جهت پیگیری از طریق مجموعه مدیریت شهری اعلام شده است. از نکات حائز اهمیت اقدام فوق میتوان به الف) نیازسنجی و الویتبندی نیازها در کوچکترین واحد شهری یعنی محله توسط منتخبین مردم به عنوان یک اقدام نو و مبتنی بر نیازهای واقعی مردم و ب) گستردگی قلمرو بررسی مسائل و نشان دادن توان بالقوه نهادهای مردمی در مقابل دستگاههای اداری که یقیناً پتانسیل لازم جهت انجام امور مشابه را از حیث منابع کارشناسی و نظارتی ندارند و اگر هم داشته باشند اصولاً نیازها بعنوان اساس برنامهریزیهای شهری برآیند خواستههای واقعی مردم نخواهد بود.
ولی با توجه به سمت و سوی سیاستهای جاری مدیریت شهری در سپردن اداره امور شهری محلات به معتمدان محل و شورایاران باید بپذیریم وضعیت موجود مدیریت شهری به دلایل زیر پاسخگوی مطالبات مردمی و جلب اعتماد شهروندان بنحوی که باید نیست:
ـ نوپابودن این نهاد و عدم آشنایی کافی اعضاء با مناسبات تعامل و رسالت وجودی این تشکیلات بعنوان حلقه اتصال شهروندان با نهادهای خدمات رسان و ناتوانی در استفاده از حداکثر ظرفیتهای محلی از حیث منابع انسانی، مالی، نظارتی و مدیریتی بعنوان سهم مشارکت و بکارگیری از این فرصتها برای جلب و جذب سایر نهادها و ارگان شهرداری در جهت توسعه محلات، نتایج حاصل از تحلیل آماری الویتبندی مسایل و مشکلات شهر تهران نشان میدهد که حل 40 درصد از خواستههای مردمی مستلزم مشارکت سایر ارگانهای خدمت رسان در سطح شهر است که بدلیل عدم وجود مدیریت واحد شهری تحقق خواستههای شورایاران مستلزم برقراری تعامل موثر در مشارکتپذیری سایر نهادها غیر از شهرداری میباشد.
ـ ساختار سازمانی شهرداری متناسب با اساس فعالیت شورایاران بعنوان معتمدین محل و مظهر نهادهای محلی در اجرای سیاستهای جاری محله محوری نیست. در حال حاضر سازمان و تشکیلات شهرداری در نواحی و محلات، بگونهای که سیاستهای محلی را در قالب یک نظام، مدیریت و پشتیبانی نماید تحقق نیافته است. این مهم زمانی محقق خواهد شد که حلقه اتصال این نهاد در راستای تعامل با مدیریت شهری بصورت یک هرم (هرم سطوح ارتباطی شورایاری با شهرداری) از عرصه محله با سازمان و تشکیلات شهرداری همنوا و پشتیبانی گردد.
ـ محدودیت مالی و بودجه در پشتیبانی از طرح و برنامههای شورایاریها با توجه به حجم وسیع مسایل و مشکلات شهری در ابعاد مختلف عمرانی، زیست محیطی، ترافیکی و عمرانی از یک سو ونیازهای فزاینده شهری در عرصه محلات از سوی دیگر.
ـ فقدان آموزشهای حرفهای و مستمر برای اعضای شورا درخصوص آموزش نقش و جایگاه این نهاد با هدف برقراری تعامل موثر با سازمانهای دولتی و غیردولتی خصوصاً شهرداری و همچنین کسب آگاهیهای لازم از قوانین و رویههای جاری نهادها و سازمانهای شهری.
ـ اتکاء صرف به نهاد شهرداری در اجرای طرحها و برنامهها و کمرنگی حاکم در جلب مشارکتهای مردمی به عنوان پتانسیل بالقوه و سهم مشارکت در تعامل با مدیریت شهری در جهت تحقق توسعه پایدار اجتماعی محلات و ناتوانی در ایجاد تعادل کفههای تعامل دوجانبه.
ـ خارج شدن از نقش ذاتی شورایاران بعنوان یک بازوی نظارتی و آلوده شده به مسایل و امور اداری و اجرایی بعنوان یک عامل بازدارنده تحقق اهداف و اضمحلال تمامی نهادهای مشارکتی و مشورتی.
ـ عدم وجود و یا ضعف آییننامهها و قوانین حقوقی، مالی و اجرایی بگونهای که شورایاران را در جهت تحقق سیاست محله محوری در تعامل با سازمانهای شهری پشتیبانی نماید.
اطلاع رسانی فرهنگی و تبلیغات
بهرهگیری از تکنولوژی تبلیغات در اطلاع رسانی برنامههای فرهنگی و برقراری ارتباط مؤثر با شهروندان بوسیله ابزار تبلیغات در جهت بسترسازی و تحقق شهر آموزش دهنده توسط این حوزه از شهرداری نیاز به تجدیدنظر و اصلاح در طراحی و اجرا دارد. علیرغم پذیرش نقش ممتاز ارتباطات از سوی صاحبنظران متأسفانه اقدام جامع و بنیادی جهت عملیاتی نمودن این ضرورت با توجه به نقش تبلیغات محیطی در آموزشهای شهروندی به چشم نمیخورد.
شناخت و آگاهی از ادبیات و نیازهای فرهنگی ـ اجتماعی و شهری شهروندان در محلات و تهیه و تولید محتوای متناسب با هدف انتقال دیدگاهها، خواستهها و انتظارات رفتاری مدیریت شهری از شهروندان و انتقال آن به اشکال مختلف با بهرهگیری از دانش روانشناسی و جامعهشناسی تبلیغات بگونهای که با ذائقه مردم همخوانی داشته باشد میتواند ما را در تحقق مقاصد موردنظر رهنمون سازد.
عدم سنخیت تبلیغات فرهنگی با ماهیت موضوع اعم از طرح، رنگ، متن، تصویر و... ناشی از دیدگاه تجاری نسبت به موضوع، عدم توجه به ابعاد اقدام تبلیغاتی با جانمایی محیط، نبود مدیریت واحد در تبلیغات هدفمند در مناطق، نگرش روبنایی نسبت به موضوع تبلیغات، عدم اعمال سنجش افکار عمومی نسبت به موضوع تبلیغات در جهت بهبود کیفی فعالیت و اثربخش نمودن اطلاع رسانی و عدم وجود رقابت گروههای مردمی و تشکلها با هدف ایجاد چالش و جلب مشارکت مردمی از جمله تبعات کم توجهی به موضوع فوق بشمار میرود.
تشکلهای غیردولتی و ملاحظات قابل توجه
سازمانهای غیردولتی به سازمانهایی گفته میشود که دارای شخصیت حقوقی مستقل، غیردولتی و غیرانتفاعی هستند و برای انجام فعالیت داوطلبانه با گرایشهای غیرسیاسی و براساس قانونمندی و اساسنامه مدون، رعایت چارچوب قوانین موضوعه کشور و مفاد آییننامه اجرایی آن فعالیت مینمایند. از اهم ویژگیهای این سازمانها: غیردولتی بودن (استقلال در تأسیس، مدیریت و بودجه) غیرانتفاعی بودن و غیرسیاسی بودن است.
این سازمانها زمانی موفقاند که نتایج مورد انتظار زیر حاصل شود:
ـ دارای اهداف پایدار بوده و تلاش در جهت استمرار اهداف مشترک داشته باشند.
ـ بصورت خودجوش و بنا به نیاز طبیعی ناشی از شرایط محلات و منطقه شکل گیرند.
ـ دارای ضوابط، روابط و سازوکار مشخص و تعریف شده باشند.
ـ دارای برنامه و موضوع فعالیت تخصصی در یک رشته یا بخش خاصی باشند.
ـ ماهیت مردمی داشته و همواره در پی جلب مشارکت اعضاء جدید بکوشند.
ـ دارای شخصیت حقوقی و هویت مردمی مستقل از دولت باشند.
ـ اهداف سودجویانه و انتفاعی نداشته باشند.
سوءگیری تشکلها به سمت و سوی اهداف سودجویانه و کسب منافع اقتصادی و مادی و همچنین تبدیل شدن به مجریان پروژههای سازمانهای دولتی در نتیجه کمرنگی سهم مشارکت تشکلها در برنامهها از جمله موارد تهدیدکننده و آسیبپذیر سازمانهای غیردولتی محسوب میگردد.
توجه به ملاحظات زیر توسط مدیران شهری در تعامل با سازمانهای غیردولتی میتواند محور تصمیمگیری قرار گیرد:
ـ بسترسازی مناسب جهت فعالیت تشکلها در عرصههای مدیریت شهری و سپردن بطئی امور در قالب معادلات تعامل معنیدار مردمی
ـ حمایت و پشتیبانی اعتباری، مالی و تسهیلاتی با هدف تشویق و تقویت تشکلهای غیردولتی و حرکتهای جمعی
ـ حمایت و پشتیبانی برنامههای مرتبط با رسالت ذاتی شهرداری تهران در عرصههای آموزشهای شهروندی، آسیبهای اجتماعی، ترافیک و حمل و نقل شهری، زیست محیطی، سلامت شهروندان و...
ـ ساماندهی و حمایت از افراد، گروهها و اقشار داوطلبانه مردمی علاقمند به فعالیتهای خیرخواهانه و مردمی در زمینه ورزشی، هنری، ادبی، اجتماعی، علمی و...
مراسم و مناسبتها و رسالت مدیریت شهری
گرامیداشت مراسم و مناسبتهای ملی و مذهبی به یکی از محورهای اصلی فعالیت حوزه اجتماعی در سنوات اخیر تبدیل شده است. با توجه به اهمیت و ضرورت نکوداشت، حفظ، توسعه و ترویج شعائر ملی و مذهبی توجه به ملاحظات زیر میتواند در توسعه کمی و کیفی موضوع موثر باشد:
ـ توجه به کلیه شهروندان در طیفهای کودک، نوجوان، جوان، سالمند و... (با دیدگاههای مختلف مخاطب محور، موضوع محور و...) در برنامهریزی و مدیریت مراسم و مناسبتها.
ـ هدایت، راهبری، طراحی و اجرای مراسم در کلیه سطوح اعم از محلات، نواحی، منطقه و حوزههای شهری.
ـ بهرهبرداری فرهنگی از مراسم و استفاده از آموزشهای شهروندی با الهام از آموزههای دینی و مفاهیم مرتبط با رفتار شهروندی و موضوع مناسبت.
ـ برنامهریزی جهت بسترسازی نقاط ویژه و ثابت در محله، منطقه و شهر (فضاهای روباز و...) و هدایت مردم، کانونهای فرهنگی و هنری و متولیان برگزاری مراسم به فضاهای تعیین شده و سپردن تدریجی کلیه امور به مردم در بلندمدت و پشتیبانی از تشکلها و گروههای مردمی صرفاً بصورت یک نهاد همکار ـ نه مجری ـ در برنامههای کوتاهمدت و مقطعی.
ـ توزیع متناسب امکانات و منابع موجود جهت حمایت و پشتیبانی مراسم و مناسبتها به نهادها و تشکلهای دولتی و غیردولتی با شاخص قراردادن میزان ارتباط فعالیتها با رسالت مدیریت شهری در امور اجتماعی و فرهنگی.
منابع انسانی و چالشهای موجود
همانطوریکه در بخش سوم به تفضیل اشاره شد منابع انسانی محور فعالیت و توسعه سازمان به لحاظ کمی و کیفی میباشند که متأسفانه در اینخصوص نیروی انسانی موجود در اغلب مناطق تناسبی با سازمان پیشنهادی ندارد. تشکیل ادارات جدید بمنظور تحقق سیاستهای پیشبینی شده و تحقق ماموریت هریک از بخشها مستلزم توجه به ملاحظات زیر است:
با توجه به تشکیل ادارات جدید در بخشهای فرهنگی، سلامت، آموزشهای شهروندی، آسیبهای اجتماعی و... و ابلاغ ساختار سازمانی جدید این حوزه در بهمن 84 علیرغم گذشت زمان مورد انتظار جهت تصویب چارت پیشنهادی تاکنون این امر محقق نشده و ساماندهی نیروی انسانی را در جهت تصدی شغلهای پیشبینی شده آسیبپذیر نموده است.
ـ تعریف و تعدیل ادارات حوزه اجتماعی با تعریف بیش از 30 عنوان شغل و عدم وجود شاغلین جهت شغلهای جدید ادارات پیشنهادی میتواند تبعات زیر را بهمراه داشته باشد:
ـ اهداف و برنامههای ستادی هریک از ادارات مرکزی بدلیل مشکل تامین نیروی انسانی مناطق در ابعاد کمی و کیفی بطور کامل محقق نمیشود.
- در صورت مصوب شدن ساختار سازمانی، با توجه به ایجاد فرصت شغلی برای کارکنان ثابت شهرداری در سایر بخشها جهت تصدی پستهای جدید، قرار گرفتن شاغلین جدید را برای تصدی شغلهای مربوطه با توجه به قوانین حاکم به امور اداری آسیبپذیر نموده و از طرفی انگیزه کارکنان سایر بخشهای شهرداری را جهت تصدی شغلهای جدید فارغ از هرگونه ارتباط ماهوی و... افزایش میدهد و از قرار گرفتن افراد کارآمد و مرتبط به سیستم جلوگیری مینماید.
ـ با توجه به اینکه اساس توسعه سازمان و تحقق اهداف هر اداره منابع انسانی و مسائل حاکم بر آن میباشد لذا وضعیت موجود امکان جذب نیروهای کارآمد در قالب نظامی که امکان انگیزش پرسنلی فراهم باشد را از مدیران اجتماعی و فرهنگی در مناطق سلب نموده است.
ـ مشکلات فرا روی مدیران درجهت جذب نیروهای کارآمد از یک سو و تلاش در جهت تحقق سیاستهای ستادی مورد انتظار (بعنوان مثال ایجاد مراکز توسعه فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی) از سویی دیگر بالقوه میتواند موجب بکارگیری و یا موافقت با نقل و انتقال نیروهای غیرمرتبط و ناکارآمد به سیستم گردد.
ـ عدم وجود نظام قانونمند در بخش منابع انسانی بصورت عام و تشکیلات حوزه اجتماعی بصورت خاص پیرامون ساماندهی نیروها یکی از چالشهای این بخش میباشد. از آنجایی که کارکنان منابع غنی دانش حرفهای در ارتباط با شغلهای مورد تصدی هستند توسعه دانش پرسنلی بوسیله آموزش و ساماندهی صحیح نیروی انسانی مبتنی بر نقش و وظایف سازمانی مرتبط با هر اداره (با استناد به مطالب مرتبط با موضوع منابع انسانی و آموزش در بخش سوم) میتواند از آسیبپذیری این موضوع بکاهد.
قلمرو فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی در شهرداری
بدون شک فعالیتهای اجتماعی متأثر از سایر شاخصهای جامعه در عرصههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی و... است که بدلیل متغیر بودن شاخصهای پیرامون و تغییر شرایط حاکم بر افراد و گروهها بعنوان مهمترین عناصر اجتماعی این امر دامنه تغییرات را بیشتر نموده است. یکی از سؤالاتی که شاید همواره ذهن کارشناسان و متولیان امور فرهنگی را به خود مشغول نموده این است که دامنه فعالیت حوزه اجتماعی و حدود و ثغور آن چگونه است.
اگرچه از بدو فعالیت این حوزه در شهرداری پرداختن به برخی از موضوعات بعنوان ارکان فعالیت حوزه اجتماعی تعریف و با شدت و ضعف در مناطق اجرا میگردد، ولی شواهد حاکی از آن است که تا سنوات اخیر بدلایل زیر رسالت و جایگاه این حوزه از شهرداری آنگونه که باید مورد دقت قرار نگرفته است:
ـ بافت ناهمگون مناطق و محلات از حیث اجتماعی و فرهنگی: با توجه به اینکه ذهنیت و نقطه نظرات مدیران نسبت به موضوعات اجتماعی و تعریف الویتهای اجرایی پیرامون آن میتواند حاصل نوعی سوءگیری شخصی در تعریف فعالیتها باشد لذا شخص مدیر همواره یکی از عوامل مؤثر در تعریف جایگاه و قلمرو فعالیت اجتماعی بوده است.
ـ عدم وجود برنامههای مدون مبتنی بر پژوهشهای علمی و کارشناسی در راستای چشمانداز توسعه فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی منطقه، محله و برنامههای توسعه ملی و کلان شهر تهران: متأسفانه بدلایل عدیده که از مهمترین آن شرایط بحرانی مسایل اجتماعی و فرهنگی در کلان شهر با مسایل کلان میباشد شاید اندیشه، طراحی و عملیاتی نمودن برنامههای واقعبینانه در قالب پروژه توسعه پایدار اجتماعی و فرهنگی شهر، منطقه و محلات را بنوعی از مدیران و متولیان امور سلب نموده است و اگر برنامهای هست آنچنان که باید ضابطة اجرایی ندارد که ازآن بعنوان الگو و یا بازدارنده سلیقههای شخصی و ذهنی و دامنه فعالیت حوزه اجتماعی یاد کرد.
ـ دشواری ارزشیابی فعالیتهای اجتماعی: یکی از مشکلات فرا روی تمامی مدیران در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی دشواری ارزشیابی موضوع فعالیتشان است. بگونهای که در ارائه گزارش عملکرد و تحلیل نسبت هزینه به منافع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... بدلیل عینی نبودن مقیاس سنجش و اندازهگیری، مستندات و دفاع قابل قبول در مقابل اذهان عمومی در عرصههای سازمانی مدیران همطراز و بالادست ندارند لذا این امر بالقوه میتواند تهدیدی برای تصمیمگیری فعالیتهای اجتماعی قلمداد گردد.
با نگاهی به فعالیتهای انجام شده در سنوات گذشته تاثیر عوامل یاد شده را در جایگاه فعالیتهای این حوزه مشاهده مینماییم که تمرکز در احداث مراکز اجتماعی خاص همچون خانههای محله، خانههای اخبار، مراکز مشارکتهای مردمی، وجود واحد رفاه کارکنان در تشکیلات حوزه اجتماعی برای یک مقطع و تغییر جایگاه سازمانی آن در مقاطع بعدی، اجرای طرح شهردار مدرسه و خانواده با شدت و ضعف در برخی از مناطق، اجرای طرح شورای سلامت در مقاطع زمانی خاص و کمرنگی آن در مقاطع دیگر و... از جمله نمودهای حاصل از تأثیرات تفکرات سلیقهای و حاکم نبودن برنامه در ساختار حوزه میباشد.
خوشبختانه همزمان با تصدی مدیریت شهری وقت و با تشکیل ادارات جدید در عرصههای فرهنگی، سلامت، آموزشهای شهروندی و آسیبهای اجتماعی، بنوعی حیطه فعالیت مدیران تاحدودی عینیت پیدا نمود. ولی با این وجود ممکن است این سوال در ذهن برخی از کارشناسان و مجریان امور فرهنگی در شهرداری مطرح باشد که آیا وظیفه شهرداری رسیدگی به امور مدارس، کمک به بهسازی مساجد، مساعدت به تشکلهای غیردولتی و نهادهای دولتی و... است؟ قطعاً باید پذیرفت حمایت ازنهادهای فوق وظیفه تمامی سازمانهایی است که در شهر داعیه ارائه خدمات رسانی به مردم را دارند ولی تعریف قلمرو فعالیت حوزه اجتماعی را باید در رسالت وجودی شهرداری تهران و فعالیتهایی که باید جهت تحقق آن انجام شود جستجو نمود. اینکه؛ شهرداری در کنار ارائه خدمات به هر ارگان یا نهاد دولتی یا غیردولتی، متولی شهر در عرصههای ساخت و ساز، خدمات شهری و توسعه فضاهای سبز، توسعه و عمران شهری و ترافیک و حمل و نقل شهری است. از آنجاییکه تمام خدمات شهرداری بعنوان رسالت ذاتی بصورت مستقیم و غیرمستقیم به افراد و شهروندان برمیگردد. لذا حیطه فعالیت این حوزه را باید در روح حاکم بر هرگونه فعالیت توسط شهرداری در عرصههای مختلف جستجو نمود. این دیدگاه بگونهای در چشمانداز و جهتگیریهای راهبردی تهران در افق چشمانداز 20 ساله که در سال 85 تدوین شده است نیز بصورت شفاف عنوان شده است که شهر تهران در سال 1404 باید به قطب فرهنگی در جهان اسلام و شهر فرهیختگان تبدیل شود و در این راستا حداقل 50% فعالیت و اشتغال باید در زمره صنایع فرهنگی باشد. همچنین یکی از اهداف هفتگانه در چشمانداز فوق دستیابی شهر تهران به جایگاه اول صنعت فرهنگی در جهان اسلام و قرار گرفتن در شمار 50 شهر شاخص از نظر کیفیت زندگی تعریف شده است. این در حالی است که در حال حاضر تهران در رتبه 177 از بین 350 شهر مورد بررسی براساس ارزیابی یکی از مؤسسات معتبر نظرسنجی قرار دارد. چشمانداز فوق ما را به فرایند عملیاتی شدن مرحلهگذار سازمان شهرداری از نهاد خدماتی به یک نهاد اجتماعی و فرهنگی با قلمرو وظایف گسترده رهنمون میسازد. با توجه به این مقدمه قلمرو حوزه اجتماعی را باید به منزله یک چتر و شعاع گسترده تفکرات انسانی و نرمافزاری و روح حاکم بر کالبد فضاهای شهری و فعالیتهای شهرداری قلمداد نمود.
بنظر میرسد در توسعه کمی و کیفی و تشکیل هرگونه اداره یا دفتر در سازمان و تشکیلات حوزه اجتماعی توجه به ارتباط حاکم بر رسالت ذاتی اقدامات شهرداری و عینیت بخشیدن به روح حاکم بر ذهنیت اجتماعی ضروریست. بعنوان مثال در انجام اقدامات پیرامون عرصههای شهری و فضای سبز اعم از ایجاد پارک و بوستانهای شهری اعمال ملاحظات اجتماعی و انسانی حاصل برآیند افکار و نیازسنجی از شهروندان در طراحی و احداث پارک بمنظور بهرهبرداری از فرصتها و امکانات بالقوه در جهت آموزشهای شهروندی، بهداشت محیط، فعالیتهای فرهنگی، شناسایی مسایل و آسیبهای اجتماعی در محیط پارک و... میتواند شرحی باشد برای تبیین وظایف این حوزه در ارتباط با موضوع فعالیت فوق، و یا در ارتباط با توسعه و عمران شهر اعم از احداث معابر و شبکه بزرگراهی و...، ایجاد حساسیت اجتماعی با بهرهگیری از تکنولوژی تبلیغات و آموزش و بسترسازی افکار عمومی از طریق انطباق فعالیتها با تقاضاهای مردمی با هدف تقویت هرچه بیشتر ارتباط دوسویه با شهروندان و جلب مشارکت مردمی در توسعه خدمات و توجه به ملاحظات فرهنگی قومی و بومی و...، حفظ هویت شهری و میراث فرهنگی میتواند رویکردی از تحقق بعنوان رویکرد اجتماعی در انجام فعالیتها باشد.
لذا ارتقای سطح خدمات اجتماعی و فرهنگی به شهروندان جهت تقویت تعامل اجتماعی و احساس تعلق شهروندان به محل زندگی و تحقق توسعه پایدار شهری با رعایت کلیه ملاحظات اجتماعی و انسانی مستلزم فعالیتهای سازماندهی شده مبتنی بر رسالت ذاتی مدیریت نوین شهری میباشد. بدیهی است در این صورت مراکز فرهنگی، مراکز اجتماعی، مراکز و فضاهای ورزشی، مدارس، تشکلهای غیردولتی و کلیه نهادهای خدمات رسان شهری اعم از دولتی و غیردولتی و افراد و گروههای داوطلب مردمی و... همه و همه میتوانند بعنوان مراکز و محور آموزش و توسعه فعالیتهای اجتماعی و شهری با هدف تقویت ارتباطات مردمی در راستای تحقق رسالت ذاتی و ماموریتهای تعریف شده مدیریت واحد شهری باشند که هرکدام نرمافزار فرهنگی ویژهای را جهت تحقق رسالتهای پیشبینی شده نیاز دارند.
بدین ترتیب میباید اذعان نمود فعالیتهایی که در سایر حوزههای مدیریت شهری اعم از عمران، ترافیک، خدمات شهری، ساخت و ساز و... انجام میشود باید بصورت آشکار و پنهان اقدامی برای رفع نیازهای شهری و شهروندان و بستری برای ارتقای تعامل با شهروندان و جلب مشارکت مردم جهت تحقق شهر آرمانی تلقی شوند که معاونت امور اجتماعی و فرهنگی وظیفه طراحی و مدیریت معادلات انسانی را بگونهای که فعالیتهای شهرداری منطبق بر خواست مردم از یکسو و رسالت مدیریت شهری از سویی دیگر باشد را بعهده دارد.